سال نامه زرتشتیان دارای 12 ماه 30 روزه و 5 روز در آخر سال به نام پنجه می باشد که تعداد روز های سال به 365 روز می رسد.
در این سال نامه هر روز ماه دارای یک نام به خصوص است که به ترتیب روز های ماه به قرار زیر می باشد:
1-هورمزد
2-بهمن
3-اردی بهشت
4-شهریور
5-سپندارمزد
6-خورداد
7-امرداد
8-دادار(دی به آذر)
9-آذر
10-آبان
11-خورشید
12-ماه
13-تیر
14-گوش
15-دادار(دی به مهر)
16-مهر
17-سروش
18-رشن
19-فروردین
20-بهرام
21-رام
22-باد
23-دادار(دی به دین)
24-دین
25-ارد،ارت
26-اشتاد
27-آسمان
28-زامیاد
29-ماراسپند
30-انیران(انغزان)
در این سال نامه هرگاه نام روز و ماه یکی شود جشنی برپا کرده و به پایان روز پسوند«گان» می افزایند.
مانند:فروردینگان ، اردی بهشتگان ،خوردادگان ، تیرگان،شهریورگان و...
جشن تیرگان:
نام جشنی که در تیر روز(13 تیر سال نامه زرتشتی برابر 10 تیرماه خورشیدی) از تیر ماه(چهارمین ماه سال) برگزار می کنند.ابوریحان بیرونی در باره جشن تیرگان،که از تیر روز از ماه تیر برگزار می شد،چنین می نویسد:
«پس از آن که افراسیاب بر منوچهر شاه چیره گشت،او را در طبرستان محاصره کرد و قرار بر این نهادند که مرز ایران و توران را با پرتاب تیری معین کننددر این هنگام فرشته اسفندارمذ(ایزد سپندارمزد)حاضر شد و فرمان داد تا تیر و کمانی چنان که در ابستا(اوستا) بیان شده است برگزینند.آنگاه آرش که مرد شریف،حکیم و دین داری بود برای انداختن تیر بیاورند.
آرش برهنه شد و بدن خویش را به حاضران بنمود و گفت:
-ای پادشاه و ای مردم!به تنم بنگرید.مرا زخم و بیماری نیست؛ اما یقین دارم پس از انداختن تیر پاره پاره شوم و فدای شما گردم.
پس از آن دست به چله ی کمان برد و به نیروی خداداد تیر از شست رها کرد و خود جان داد.خداوند به باد فرمان داد تا تیر را نگاهداری کند.آن تیر از کوه رویان به دور ترین نقطه خاور ، به فرغانه رسید و به ریشه درخت گردویی _که در جهان بزرگ تر از آن درختی نبود_نشست.آن جا را مرز ایران و توران شناختند.
گویند از آنجا که تیر پرتاب شد تا بدان جا که فرو نشست،شصت هزار فرسنگ فاصله داشت.جشن تیرگان به مناسبت آشتی ایرانیان و تورانیان بر پا می شد»(آثار،ص220)
همچنین گویند در این روز منوچهر شاه با افراسیاب،شاه توران صلح کرد بدان شرط که افراسیاب زمین های تصرف شده را به اندازه ی یک تیر پرتاب به ایرانیان پس دهد.بنابراین در هنگام طلوع آفتاب آرش تیری از بالای کوه های البرز به سمت مرز توران(خاور)پرتاب کرد و بعد از جست و جوی بسیار تیر را در روز سیزدهم در کنار آب آمویه پیدا کردند.
در تاریخ طبری و ترجمه ی بلعمی از آن و همچنین در نوروز نامه و روضةالصفا ،این داستان با اندک دگرگونی آمده است.
آرش:
تیر انداز و پهلوان بلند آوازه ی ایرانی است که در روزگار منوچهر شاه می زیسته و با پرتاب تیری از بلندای البرز به سوی کوهی در کرانه ی آمودریا،مرز ایران و توران را نشانه گذاری کرد.
در تیر یشت(بند های 6 و 37) از آرش یاد شده و شتاب رفتن تشتر _ ایزد باران _ به سوی دریای «فراخ کرت»به شتاب تیر او مانند شده است.نام وی در اوستا «ارخش(Erekhsha)»و صفت او «خشو یوی ایشو»(سخت کمان،دارای تیر تیز رو) و در زبان پهلوی «شپاک تیر» و در پارسی«شیوا تیر» و «آرش کمان گیر» آمده است.
(تشتر ستاره رایومند فرّه مند را می ستایند که شتابان به سوی دریای «کراخ کرت» بتازد،چون آن تیردر هوا پرّان که «آرش»تیر تیر انداز _بهترین تیر انداز ایرانی _ از کوه «ایر یو خشوث»به سوی کوه «خوانونت» بینداخت ...
تیر یشت –بند 6 و 37)
بهرام چوبین سردار نامدار ایرانی و همستار خسرو پرویز ساسانی ؛ آرش را نیای خود می دانست و خود را از آن تیره می شمرد.
در ادب و تاریخ ایران زمین ؛ داستان تیر اندازی آرش برای نشانه گذاری مرز ایران و توران شهرت زیادی دارد.فخرالدین اسعدگرگانی در منظومه ویس و رامین می گوید:
اگر خوانند آرش را کمان گیر که از ساری به مرو انداخت یک تیر
تو اندازی به جان من و گوراب همی هر ساعتی صد تیر پرتاب

گرد آورنده:
بهزاد
اوژن سپنتا












